تبليغاتX
مهدی

«خانه دوست کجاست؟»در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد      

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

«نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی

و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی:

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست»

 

 

 

سهراب سپهری

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 20:26 |

عشق چیست :. به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست

 >>>>>>>><<<<<<<<

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم

The image “http://gallery.iranproud.com/files/4/2/0/golemani1.JPG” cannot be displayed, because it contains errors.

درسکوت دادگاه سرنوشت

        عشق برما حکم سنگینی نوشت

                   گفته شد دل داده ها از هم جدا

                              وای بر این حکم و این قانون زشت

>>>>>>>>>><<<<<<<<<<

بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان 

 عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد 

 امروز کسی محرم اسرار کسی نیست 

 ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

The image “http://gallery.iranproud.com/files/4/2/0/esghsarbedar.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 20:25 |

من سکوتم حرف است

حرفهايم حرف است

خنده هايم حرف است

کاش مي دانستي

مي توانم همه را پيش تو تفسير کنم

کاش ميدانستي کاش مي فهميدي

کاش و صد کاش نميترسيدي

که مبادا که دلت پيش دلم گير کند

کاش مي دانستي

چه غريبانه به دنبال دلم خواهي گشت

در زماني که براي دردت

سينه دلسوزي نيست

تازه خواهي فهميد

مثل من هرگز نيست.....

      

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 20:22 |

به نام تیک تاک قلب های تصادفی که عاشق شده و برای ابد عشق میماندو صادقو راستگو است
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 20:21 |

   يه دنيا

جرم اين بود اين که انقدر محو درياشدن بودم                     

که فراموش کردم بنويسم دنيای منی

آنکه می گفت زيک گل نشود فصل بهار

چه خبر داشت که همچون تو گلی ميرويد                                                             

شب شده سنگ صبور

خونه غم شده بازاين دل من

پرماتم شده باز اين دل من

من وتوبادلمون تك وتنهاو غريب

توي اين شهر بزرگ               توي اين دشت جنون

خودمونيموخدا                                      خودمونيمو دلمون

اگه از درد دلم باتو شكايت بكنم                قصه ي مردم نامردوبگم

اگه باتو حكايت بكنم                                      دل تو ميشكندچون جام بلور

دل من بي دل تو تنها ميمونه                كي ديگه قصه ي افسردگيشو گوش ميكنه

چهكنم باغم رسوايي دل                      هي براش قصه ميگم قصه  غصه ميگم

كه تو اي دلمنوديوانه نكن                    پرو بالم رو نسوزون منو پروانه نكن

ميدوني همدم شبهاي سياه دل من

عاقبت سر به بيابون ميزارم

ميرم اونجا كه صفاست

ميرم اونجا كه وفاست

ترس ازعشق ترس از زندگاني است

انان كه از عشق ميگريزند

مردگاني بيش نيستند

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 6:51 |

       تو میروی ومن نگاهت میکند تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو ؟ چون که

یک عمر برای گریستن دارم اما برای تماشای تو فقط همین لحظه را دارم وشاید یک

لحظه برای زیستن تو چشمای تو داشته باشم

     به چشمای خود بیامزیم که نگاه به کسی نیندازد ؟  اگر نگاه انداختند عاشق نشوند

اگرعاشق شند..... وابسته نشوند  اگر وابسته  شدند مجنون نشوند اگر مجنون شدند....

   با عقل ومنطق زندگی  کنند  ... اینک که به این راه پا گذاشته اید با صداقق عشق را

ابراز کنید تنها عاشق یک دل باشید...تنها به یک نفر دل ببندید... وبا یکرنگی ویکدلی

زندگی کنید...* به عشق خود وفا دار باشید.. وتا پایان با عشق باشید... ونه از دل

عشق را دوست داشته باشید* با تمام وجد عاشق باشید.

+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 6:50 |
عشق من... يادم كن گاهي كه به دل دارد راهي تو كه از دردم آگاهي.
يه دنيا يه دنيا , عاشق من بدون كه به عشقت , صادقم من , تو مست خويش و من , مست عشقم اگه نباشي مي ميرم , بيا كه عمر از سر گيرم.
تا هستم..... با يادت شادم. آخه دل بر تو دادم ديگه از غم ها آزادم.
يه دنيا يه دنيا , به انتظار ديدنت به لحظه رسيدنت دل داره پر پر مي زنه از سينه ام پر مي زنه.
اي چشمه حيات من فرشته نجات من شوق نفس هاي مني هميشه روياي مني.
يه دنيا يه دنيا , عاشق من بدون كه به عشقت , عاشق من بدون كه به عشقت , صادقم من , تو مست خويش و من , مست عشقم اگه نباشي مي ميرم , بيا كه عمر از سر گيرم.
صادقم من , تو مست خويش و من , مست عشقم اگه نباشي مي ميرم , بيا كه عمر از سر گيرم.
عشق تو در قلب من هديه جاودانه است براي زنده موندن , قشتگ ترين بهانه است.
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره , با تو نفس كشيد پايان انتظاره.
يه دنيا يه دنيا , عاشق من بدون كه به عشقت , صادقم من , تو مست خويش و من , مست عشقم اگه نباشي مي ميرم , بيا كه عمر از سر گيرم.اگه نباشي مي ميرم بيا كه عمر از سر گيرم
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 6:50 |

آهسته می‌آید صدا: انگشترم آن‌جاست!

این هم کمی از چفیه‌ام... بال و پرم آن‌جاست

 

آن‌جا که ترکش ریخته! زیر درخت نخل

چشم دلت را باز کن! خاکسترم آن‌جاست!

 

یک تکّه از روح صدایم را زمین خورده‌ست

آن تکّة دیگر کنار سنگرم.... آن‌جاست

 

یادش به خیر آن پا که بر مین‌ها قدم می‌زد

آن جا کنار رمل، پای دیگرم آن‌جاست

 

آن‌جا!... میان بوته‌ها دستم نمایان است

یک ساعت کهنه کنار دفترم آن‌جاست

 

یک قمقمه خالی کنار سنگرم مانده‌ست

یک چشمه، یک رود از دو چشمان ترم آن‌جاست

 

حالا ببند آن چشم‌های نازنینت را

تا ننگری که استخوان پیکرم آن‌جاست

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 17:52 |
 

آهسته می‌آید صدا: انگشترم آن‌جاست!

این هم کمی از چفیه‌ام... بال و پرم آن‌جاست

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 17:50 |

بيکران تنهايی من

دلم برای تـــو تنگ است

   و یادگار نگاهت

                                در عمق آرزو جاریست

 

 

هنوز هم

 امید حضورت ، در آینه ها  پیداست

همیشه ،  صفای وجودت ،

  کنــــار من خالیست

 

 

هنوز

         هجوم خيالت

به قلب من  ماندست ،

هنوز 

      حضور تــــــــو

                         در بی انتهای خیال من، باقیست

 

 

همیشه یادگارنگاهت ،

                   برای بیکران تنهایی من،  کافیست !

 

                                                            دلم برای تـــــــو تنگ است

+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 20:46 |


Powered By
BLOGFA.COM